کاش یک شب شمع بودم در شب تار بقیع//بقیع

کاش یک شب شمع بودم در شب تار بقیع
تا سحر می‌سوختم چون قلب زوار بقیع
کاش می‌شد مخفی از وهابیان سنگدل
می‌نهادم نیمه شب صورت به دیوار بقیع
قبه و قبر و رواق و خانه و گلدسته داشت
ای مدینه از چه ویران گشت آثار بقیع
نیست حق گریه‌اش بر چار قبر بی‌چراغ
زائری کز راه دور آید به دیدار بقیع
ماه، زائر، اختران، اشکند و گنبد، آسمان
صورت مهدی شده شمع شب تار بقیع
آب، خون و دانه اشک و ناله‌اش سوز جگر
هر که شد مرغ دل زارش گرفتار بقیع
گر زنان را نیست ره در این گلستان، غم مخور
شب که خلوت می‌شود زهراست، زوار بقیع
اینکه آثارش بوَد باقی میان دشمنان
دست حق بوده‌ست از اول نگهدار بقیع
گر به دقت بنگری بر این امامان غریب
می‌چکد پیوسته اشک از چشم خونبار بقیع
بس که آغوشش پر است از لاله‌های فاطمه
بوی جنت خیزد از دامان گلزار بقیع

غلامرضا سازگار 

خوش آن نسيم كه مى آيد از كنار بقيع // بقیع

 

خوش آن نسيم كه مى آيد از كنار بقيع

خوشا هواى روان بخش و مُشكبار بقيع


فرشتگان ز زمين مى برند سوى بهشت

براى غاليه‌ي حوريان غبار بقيع


اگر كه طور تجلّى ز صدق مى طلبى

بيا به گلشن روحانى ديار بقيع


دريغ و درد كه از ظلم دشمنان خدا

خراب شد همه آثار بى شمار بقيع


ايا كه غيرت دين دارى و ولايت آل

ببار خون، عوض اشك در كنار بقيع


خراب كرد ستم، مشهد چهار امام

كز آن شرف به سما يافت خاكسار بقيع


نخست مرقد سبط نبى امام حسن

بزرگ محور اعزاز و افتخار بقيع


مزار حضرت سجاد، اسوه عبّاد

امين اعظم حق، ركن استوار بقيع


مزار حضرت باقر، عزيز پيغمبر

كه بر فزوده به اجلال و اشتهار بقيع


مزار حضرت صادق رييس مذهب و دين

جهان علم و عمل، نور كردگار بقيع


قبور منهدم ديگر از تبار رسول

فزوده است بر اوضاع رنج بار بقيع


زظلم فرقه وهّابيان ناكس دون

بيا ببين كه خزان گشته نوبهار بقيع


سعوديان عميل يهود و صهيونيسم

ز ظلم، هتك نمودند اعتبار بقيع


قبور آل پيمبر، خراب و ويران است

فرشتگان همگان اند سوگوار بقيع


در اين مصائب عظمى ولىّ عصر بوَد

شكسته خاطر و محزون و داغدار بقيع


كند ظهور و جهان پر كند ز دانش و داد

زند به ريشه خصم ستم شعار بقيع


قيام بايد و مردانگىّ و همّت و عزم

كه بر طرف كند اين وضع ناگوار بقيع


وگرنه تا نشود قطع دست استعمار

جهان شيعه بود زار و دل فكار بقيع


حراميان به حرم تا كه حاكم اند روا ست

كه مسلمين همه باشند شرمسار بقيع


سلام بى حد و بسيار بر پيمبر و آل

درود وافر و بى انتها نثار بقيع


ز ياد مرقد ويران اولياى خدا

هميشه «لطفى صافى» است بى قرار بقيع

*

آیت الله صافی گلپایگانی