هرگز نگذاشت تا ابد شب باشد // تدبیر خدا // امام سجاد(ع)

 

هرگز نگذاشت تا ابد شب باشد
او ماند که در کنار زینب باشد
 

سجّاد که سجّاده به او دل می‌بست
تدبیر خدا بود که در تب باشد

 

منیره هاشمی

 

پیش چشمم تو را سر بریدند // شهادت امام سجاد(ع)

 

پیش چشمم تو را سر بریدند

دست‌هایم ولی بی‌رمق بود

 

بر زبانم در آن لحظه جاری

«قل اعوذ برب الفلق» بود

**

گفتی: آیا کسی یار من نیست؟

قفل بر دست و دندان من بود

 

لحظه‌ای تب امانم نمی‌داد

بی‌ تو آن خیمه زندان من بود

**

کاش می‌شد که من هم بیایم

در سپاهت علمدار باشم

 

کاش تقدیرم از من نمی‌خواست

تا که در خیمه بیمار باشم

**

ماندم و در غروبی نفسگیر

روی آن نیزه دیدم سرت را

 

ماندم و از زمین جمع کردم

پاره‌های تن اکبرت را

**

ماندم و تا ابد داد از کف

طاقت و تاب بعد از ابالفضل

 

ماندم و ماند کابوس یک عمر

خوردن آب بعد از ابوالفضل

**

ماندم و بغض سنگین زینب

تا ابد حلقه زد بر گلویم

 

ماندم و دیدم افتاده در خاک

قاسم آن یادگار عمویم

**

گفتم ای کاش کابوس باشد

گفتم این صحنه شاید خیالی است

 

یادم از طفل شش ماهه آمد

یادم آمد که گهواره خالی است

**

پیش چشمم تو را سر بریدند

 دست‌هایم ولی بی‌رمق بود

 

بر زبانم در آن لحظه جاری

«قل اعوذ برب‌الفلق» بود

افشین علاء

بهار آسمان چارمینی // عجب آیینه بارانی است در شام! // شهادت امام سجاد(ع)

 

             
بهار آسمان چارمینی
غریب امّا، امامت را نگینی


همه از کربلا تا شام گفتند:
امام عشق ـ زین‌العابدینی
**
همیشه چشم گریانی است با تو
مگر یاد شهیدانی است با تو


هوای گریه دارم مثل این است:
غم شام غریبانی است با تو
**
نگاهت ابر گریانی است در شام
عجب آیینه بارانی است در شام


خبر در شهر، پیچیده است آری:
حضورت مثل توفانی است در شام
**
چه رازی داشت آخر سجده‌هایت
چه کردی در «صحیفه» با دعایت،


که می‌آید خیالم هر شب و روز
به پابوس شهید کربلایت
**
چه می‌شد خاک دامان تو باشم
شبی مهمان چشمان تو باشم


بیا مولای من! امشب دعا کُن
که من هم از شهیدان تو باشم

عبدالحسین رحمتی

 

ذکر مصيبت مي‌کند: الشام الشام // شهادت امام سجاد(ع)

 

ذکر مصيبت مي‌کند: الشام الشام
تا ياد غربت مي‌کند: الشام الشام

منزل به منزل درد و داغ و بي کسي را
يک جا روايت مي‌کند: الشام الشام

موي سپيد و چهره اي در هم شکسته
از چه حکايت مي‌کند: الشام الشام

هر روز با اندوه و آه و بي شکيبي
ياد اسارت مي‌کند: الشام الشام

در اين ديار پُر بلا هر کس به نوعي
عرض ارادت مي‌کند: الشام الشام

يک شهر چشم خيره وقت هر عبوري
ابراز غيرت مي‌کند: الشام الشام

هر سنگ با پيشاني مجروح خورشيد
تجديد بيعت مي‌کند: الشام الشام

قرآن پرپر روي نيزه غربتت را
هر دم تلاوت مي‌کند: الشام الشام

قلب تو را يک مرد رومي با نگاهش
بي صبر و طاقت مي‌کند: الشام الشام

هر جا که دارد خوف از جان تو، عمه
خود را فدايت مي‌کند: الشام الشام

جان مي دهي وقتي به لبهايي مقدس
چوبي جسارت مي‌کند: الشام الشام

کنج تنوري حنجري آتش گرفته
ذکر مصيبت مي‌کند: الشام الشام

***

هنگامي که از امام سجاد (ع) سؤال کردند در اين سفر کجا از همه بيشتر

به شما سخت گذشت،امام فرمودند : الشام ، الشام ، الشام.

(سوگنامه آل محمد، ص408؛ ناسخ التواريخ، ص304)

**

یوسف رحیمی

 

اگر نبود كه تو مانده‌اي از آن گل‌ها // شهادت امام سجاد(ع)

 

اگر نبود كه تو مانده‌اي از آن گل‌ها

اگر نبود كه دارند ريشه سنبل‌ها

 

تمام هستي عشق از كف بشر مي‌رفت

به زير سلسله‌ها، تازيانه‌ها، غُل‌ها

 

تو از كدام تباري كه هر چه آينه است

ترانه‌خوان تو گشته است مثل بلبل‌ها

 

نديده ديده كه خورشيد را به بند كشند

اَلا كه بر تو بود ديده‌ها، توسل‌ها

 

فداي جان تو جان جهانيان كه ز توست

لطيف و ناب‌ترين نغمه‌ها، تغزل‌ها

 

تويي كه از تو مكرّر رسد به دشمن و دوست

هزار گونه ز جان و ز دل، تفضّل‌ها

 

تويي مسبّب اين اوج عزّ و بيداري

به روز واقعه كردي ز بس تأمل‌ها

 

كلام داغ تو در شام و كوفه آتش زد

به جان زخمي آن كاغذين تجمل‌ها

 

صحيفه‌ات شده آيينه صحيفه حق

همان صحيفه كه شد منشاء تحوّل‌ها

 

صحيفه درك نشد در ميان ما «سائل»

خدا كند كه ببخشند اين تعلّل‌ها


حسن واشقانی