ای بهترین دلیل تبسّم، ظهور کن

فصل کبود خنده ما را مرور کن

 

چرخی بزن به سمت نگاه غریب ما

از کوچه‏های بی‏کسی ما عبور کن

 

ما زائر تبسم بارانی توییم

ما را به حق آینه‏ها، خیس نور کن

 

ای راز سر به مهر اهورایی و شگفت

از ذهن ما، سؤال درخشان، خطور کن

 

ما را به التهاب معمای خود ببر

در ناگهانِ جلوه خود، غرق، شور کن

 

ما را ببر به خلوت کشف و شهود خویش

ما را به راه سیر و سلوکت عبور کن

 

ما بی‏شکیب نور تو را آه می‏کشیم

یا جلوه کن و یا دل ما را صبور کن

 

روح زمین کبود شب و دشنه است و ظلم

ما را برای چیدن ظلمت جسور کن

 

ای آخرین تبسم نور محمّدی(ص)

جان جهان، عدالت روشن، ظهور کن

رضا اسماعيلي