ای دل چه غافلی تو زحال شکستگان!
از روزگار تنگ به توفان نشستگان
غافل ز سفره‌های تهیدست و منتظر
غافل ز وصله‌های دل دلشکستگان

غافل ز ناله های شب زائران فقر

غافل ز حال سو ته دلان، حال خستگان
ای‌ دل کریم باش و به دست صفا بپاش
عطر اجابتی به تمنای بستگان
بر پا ستاده‌ای، تو بچین غنچه‌ای سپاس
بنشان سخاوتی تو به باغ شکستگان
آمد بهار زنده‌دلان خوش به حال عشق
هم خوش به حال جمله از خویش رستگان

 

رضا اسماعیلی