دمیده نور تو از مشرقِ دل

به جان ها گشته ای خورشیدِ کامل

 

به چشمان پدر نورِ دو عینی

علی جان روح و ریحان حسینی

 

اگر چه نام تو گردیده اصغر

بزرگی در دو عالم همچو اکبر

 

ز دامان رباب آیی، خوش آیی

به چشم مادرت رخ می نمایی

 

صدف قنداقه ی ناز و سپیدت

تو مروارید و دل ها بر خریدت

 

بیا ای یوسف مستان به بازار

که دارد هر دلی با نام تو کار

 

به قلبم قبله باشد روی ماهت

بود چون کعبه چشمان سیاهت

 

تو بابا حاجت شش ماهه هستی

تو ره بگشودی  و بیراهه بستی

 

اگرچه کودکی در عشق پیری

به هر میخانه ساقی و امیری