تا به كي دور از تو مأوا مي كنم//مناجات
تا به كي دور از تو مأوا مي كنم
از گناه خويش آوا مي كنم
تا به كي بر غفلتم افزون شود
خويش را مشغول دنيا مي كنم
تا به كي از تو جدا افتاده ام
دوري از اولاد زهرا مي كنم
گرچه تنها جاي من اينجا بود
باز از غيرت تمنا مي كنم
آن جمال بي مثال يار را
در كدامين شب تماشا مي كنم
حفظ كن اين آبرويم را خدا
ورنه خود را خوار و رسوا مي كنم
تو به ياد و فكر من هستي و من
غفلت از ياد تو مولا مي كنم
با تمام روسياهي و بدي
خويش را در خانه ات جا مي كنم
بگذري از جرم من احسان بود
نگذري من باز آوا مي كنم
كي شود گويي به عشق مرتضي
نامه ي عفو تو امضا مي كنم
جواد حیدری
+ نوشته شده در ساعت توسط دلتنگ نجف
|
باشد که شمیم یار باشد