امشب رسد از سامره بوی گل نرگس

گل ها همه چشماند به سوی گل نرگس

 

بگرفته همه خوی به خوی گل نرگس

نرگس زده لبخند به روی گل نرگس

 

گمگشته در انوار الهی کرهی خاک

صوت صلوات است که سر برده زافلاک

 

تا دوست زند خنده و تا خصم شود کور

گردیده زمین بر سر گردون طبق نور

 

هم سامره سینا شده هم بیت ولا طور

ریزد عوض گل به زمین بال و پر حور

 

خورشیدِ رخ مهدی سر زد شب نیمه

 بر چهره گل انداخته لبخند حکیمه

 

روید گل توحید ز کوه و چمن امشب

یوسف شده از مصر مقیم وطن امشب

 

یعقوب شنیده است بـوی پیرهن امشب

مهدی زده لبخند به روی حسن امشب

 

خیزید و ببینید گلستان حسن را

در دست حسن لاله بستان حسن را


خیزید که از پاره دل گل بفشانید

وز کوثر نور آتش دل را بنشانید

 

بر منتظران این خبر خوش برسانید

کامشب شب قدر است همه قدر بدانید

 

با نور نوشتند به پیشانی خورشید

ماهی که جهان منتظرش بود درخشید

غلامرضا سازگار