آتش بلند گشته و در ،گر گرفته بود // مرثيه حضرت صديقه ي طاهره(س)
آتش بلند گشته و در ،گر گرفته بود
قلبت غمی ورای تصور گرفته بود
در دیده ها نشانه ای از درد تو نبود
چشم مدینه رنگ تکاثر گرفته بود
نفرین نکرده ای تو...وگرنه خدای تو
جانهای پست را به تلنگر گرفته بود
ای کاش روی پهلوی تو قطع می شد این
باران تازیانه که شرشر گرفته بود
...
دیدم که جبرئیل ز دستان پاک تو
یک رشته عشق از نخ چادر گرفته بود
مهرداد قصري فر
+ نوشته شده در ساعت توسط دلتنگ نجف
|
باشد که شمیم یار باشد