ای حبیب چشم گریان ای خدا//مناجات با خدا
ای حبیب چشم گریان ای خدا
آمدم اما پشیمان ای خدا
من پشیمانم ز اعمال بدم
بس که بودم غرق عصیان ای خدا
حال که دست مرا بگرفته ای
در گناهم برمگردان ای خدا
نزد خوبان آبرویم را مبر
روز حسرت پای میزان ای خدا
گوش کن ای مهربان مهربان
درد دل هایی ز مهمان ای خدا
بعد پرواز پرستوهای عشق
کرده ام عادت به عصیان ای خدا
روزگاری در دو کوهه بوده ام
همنشینِ با شهیدان ای خدا
حالیا در پرتگاه معصیت
گشته ام زار و پریشان ای خدا
مال و شهوت مقصد این دل شده
رفته از کف دین و ایمان ای خدا
پُر ز خاک افتاده کنج خانه ام
مصحف زیبای قرآن ای خدا
مرگ و برزخ هم فراموشم شده
وای از این بیچارگی مان ای خدا
جواد حیدری
+ نوشته شده در ساعت توسط دلتنگ نجف
|
باشد که شمیم یار باشد