من شکسته سبو را به میخوران برسان//نجوای مهدوی
من شکسته سبو را به میخوران برسان
کبوترِ حرمت را به آشیان برسان
از آن سفر که به سوی تو شد به جا ماندم
غریبِ مانده به ره را، به کاروان برسان
چه می شود که زبان دل تو را فهمم
مرا به شأن پر از فیض همزبان برسان
مرا به دست کریم ات که دستِ فاطمه است
به خاک بوسی یک قبر بی نشان برسان
به لطف چشم کبودی به من نگاه نما
مقام خاک نشین را به آسمان برسان
تمام نیت زهرا که چهره نیلی شد
هر آنچه هست حبیبم، مرا به آن برسان
جواد حیدری
+ نوشته شده در ساعت توسط دلتنگ نجف
|
باشد که شمیم یار باشد