چشمههاي نور را از ديده جاري ميكنيم//آدینه ی فراق///////////////
چشمههاي نور را از ديده جاري ميكنيم
تا بيائي جمعهها را بيقراري ميكنيم
در شقايقزارها با اشك سرداران عشق
ردّ پاي خستهات را مشكباري ميكنيم
لحظههاي غيبت را در چراغتان دل
تا طلوع آفتابت گه شماري ميكنيم
با كبوترهاي عاشق درركاب آسمان
لحظههاي ديدنت را ماندگاري ميكنيم
در حضور سبزت اي سرگرمي آدينهها
كوچههاي شهر را آيينه كاري ميكنيم
نام زيباي تو را با واژههاي بكر و ناب
گه چو دريا بيكران گاه آبشاري ميكنيم
جمكراني ميشويم و در زلال ندبهها
تا ظهور دولتت اختر شماري ميكنيم
نرگستان ميشود هر جمعه سمت چشمهها
تا به يادت باغ دل را آبياري ميكنيم
نيمه شعبان تو را با تو غزل اي نوح عشق
در نيستان قلم از ديده جاري ميكنيم
تا سپيده سربرآرد از گريبان فلق
همچو حامد تا سحر شبزندهداري ميكنيم
+ نوشته شده در ساعت توسط دلتنگ نجف
|
باشد که شمیم یار باشد